السيد الطباطبائي

13

مجموعه رسائل ( فارسى )

من خواستند كه متأسفانه نداشتم و نسخه آن در بازار هم به دست نيامد ، اين بود كه استاد بزرگوار نامه‌اى به عنوان جناب باستانى پاريزى نوشتند و نسخه‌اى از آن را - ولو به امانت - خواستند و نامه را توسط بنده به ايشان فرستادند . . . و نتيجه را آقاى باستانى پاريزى در مقدمه چاپ پنجم كتاب خود ، چنين نوشته است : « مرحوم ابوالكلام آزاد « 1 » نظر ذوالقرنين بودن كوروش را در تفسير خود بيان داشته است . اين‌كه نظر ابوالكلام آزاد صحيح باشد يا نه ؛ مطلبى است كه همه مفسران با آن هم‌رأى و همراه نيستند ، ولى البته همه نيز دلايل او را بى پايه نمىشمارند و رد نمىكنند . آن روزها كه استاد علامه مرحوم طباطبائى تفسير الميزان را مرقوم مىفرمودند ، چون نسخه‌هاى كتاب ناياب بود ، طى مرقومه‌اى كه با دست لرزان نوشته بودند - و من آن را براى چاپ سوم تحويل چاپخانه دادم و چاپ نشد و متأسفانه اكنون هم در دسترس نيست - از من خواسته بودند كه نسخه‌اى از كتاب را به ايشان برسانم و مخلص نيز تقديم كردم ، وصول آن نامه ، به امضاى حجةالاسلام آقاى سيد هادى

--> ( 1 ) مولانا ابوالكلام آزاد در سال 1888 ميلادى در سرزمين مكه از پدرى هندى و مادرى حجازى به دنيا آمد . او درسنين كودكى درس نظاميه را در جامعهء ازهر قاهره شروع كرد و دورهء ده ساله را در مدت چهار سال به پايان رسانيد و در سن چهارده سالگى به عنوان مدير مسئول ، روزنامهء لسان الصدق را اداره مىكرد . زمانى كه مولانا شانزده ساله بود يكى از شخصيت‌هاى برجستهء سياسى هندوستان به شمار مىرفت - در كتاب قول فيصل كه تأليف خود مولاناست مىگويد : بهترين سال‌هاى زندگى خود ، يعنى روزهاى شباب را فداى آن عشق كردم كه براى جد و جهد استقلال هندوستان در دل مىپروردم . . . . در آن موقع وجود مولانا براى حكومت انگليس در هندوستان خيلى خطرناك شد و مولانا براى اولين بار به زندان افتاد . مولانا در آن وقت 26 ساله بود ، هنگامى كه از حبس بيرون آمد فداكارىهاى وى هر روز بيشتر مىشد و طولى نكشيد كه در سال 1923 ميلادى رياست كنگرهء ملى را به دست گرفت . در آن موقع وى 34 سال داشت . در تاريخ كنگرهء ملى هندوستان وجود مولانا بى نظير است ، زيرا هيچ كس غير از مولانا در سن 34 سالگى نتوانسته است رئيس كنگره بشود . مولانا در سن 24 سالگى مجله هفتگى « الهلال » را منتشر ساخت و سه سال بعد تفسيرى به نام البيان فى مقاصد القرآن نوشت كه تمام علماى هند به اين تفسير به نظر تحسين نگريسته و مولانا را با اكثريت آرا « امام الهند » ناميدند . .